راه های خطا

انسانها به استثناء عدهٴ معدودی در اشتباه بی حد و حصری به سر میبرند که برایشان عاقبت شومی دارد!

خداوند را نیازی نیست که به دنبال آن ها برود و از آنها خواهش کند که وجود او را بپذیرند. خادمانش هم برای این کار فرستاده نشده اند که دائماً آنها را بر حذر دارند که نبادا از او دست بکشند. چنین چیزی خنده آور است. این گونه تصورات و انتظارات بی ارج کردن و تنزل دادن ذات اجل الهی است.

این تصورات باطل زیانهای بی شماری به بار میآورند. اینها بوسیلهٴٴ روحانیون واقعی و جدی تغذیه میشوند، این روحانیون با عشق به خداوند و انسان پیوسته سعی دارند که انسانهایی را که فقط به مادیات فکر میکنند، ارشاد کرده و آنها را متقاعد سازند، تا به سوی کلیسا روی آورند. نتیجه تمام این کارها فقط این است که اهمیت این انسانهای متکبر را که به هر حال تعدادشان هم کم نیست، بی اندازه بالا میبرد، به طوری که در آخر کار خیلی از آنها بدین باور میرسند که بایستی از آنها تمنا کرد تا به نیکخواهی بپردازند.

عقیده غیر عادی قسمت اعظم «مؤمنین» نیز همین موضوع را ثابت میکند. مؤمنینی که اعمالشان به جای آنکه سرمشق باشد وحشت آور است. هزاران هزار از آنان بسیار از خود راضی هستند و دانسته خود را بالاتر از دیگران میشمارند، چرا که مؤمن به خدا هستند، دعا و عبادتشان را با خلوص نیت انجام میدهند و از روی عمد به همنوعان خود ضرر و زیانی وارد نمیآورند.

اینها یک حالت «برگزیده بودن» در درون خود حس میکنند که به گمان آنها پاداش کارهای نیکشان میباشد، علامت رضایت خداوند از اطاعت آنهاست، یکنوع همبستگی با خداوند است، و لذا گاهی هم با تقدس توأم با ترس از خدا به او فکر میکنند و این حالت در آنها حس رحمت الهی بوجود میآورد و یا به جا میگذارد و آنها با شعف از آن لذت میبرند.

ولی این دسته از مؤمنین به راه خطا میروند. آنها در وهم و خیالیکه خود آفریده اند شادمان هستند، پنداری که آنها را ناخواسته در زمرهٴ زهد فروشان به شمار میآورد که با حس سپاس باطنی ولی نادرست قربانیهای کوچکشان را پیشکش می کنند: «خداوندا، از تو سپاسگذارم، که من مثل آنها نیستم.» البته درست به این گونه هم به زبان نمیآورند. و در حقیقت به این گونه هم به اندیشه اشان نمیگذرد ولی با وجود «حس برتری» در درون آنها، چیز دیگری غیر از این گونه دعا و سپاس ناخودآگاه نمیتوان تصور کرد. دعایی که مسیح هم آن را نادرست میشمرد.

احساس درونیِ «برگزیده بودن» در این گونه موارد غیر از حصول ارضاء شخصی که ناشی از برگزاری دعا و عبادت و تمایل به داشتن افکار ثواب میباشد، چیز دیگر نیست. آنهایی که خود را متواضع میشمارند اکثرا از این ادعا که واقعاً متواضع هستند، بسیار به دورند! برای این که بتوان خود را برای گفتگو با چنین مؤمنینی آماده کرد، باید قبلاً با واکنش درونی خود جدال نموده و به آن غلبه کرد. آنها با چنین وضعیت هیچگاه و هرگز به سعادتی که فکر میکنند که حتماً از آن برخوردار خواهند شد، دست نخواهند یافت! شاید آنها قبل از اینکه کاملاً در نخوت روحی خود، که آن را به جای تواضع و فروتنی گرفته اند، غرق گردند، متوجه این مطلب بشوند.

خیلی ها که هنوز بی اعتقادند سهلتر میتوانند به پیشگاه الهی قدم گذارند، تا بسیاری از مردم متواضع و خودخواه، که در حقیقت نه تمنا کنان، بلکه به طور غیر مستقیم طلب کنان به پیشگاه الهی قدم میگذارند، تا بدین سان خداوند اجرِ وِردهای پرهیزکارانه و دعاهایشان را در کفشان بگذارد. تمناهای آنها نوعی طلبکاریست و ماهیت آن ریاکارانه است. آنها در برابر سیمای او مانند پوسته پوکی در هوا پراکنده میشوند. اجرِ آنها داده میشود، مسلما فقط به گونه دیگری، غیر از آنچه خودشان انتظار دارند. آنها در پهنه گیتی با آگاهی از ارزش خودشان، خود را به اندازه کافی سیر کرده اند.

احساس آرامش و آسودگی خاطر با پیوستن به عالم دیگر، در عالم عنصرلطیف، بزودی از بین میرود و به جای آن احساس درونی، که در این عالم به وجود آن به ندرت توجه میشده، قدم به جلو میگذارد، در حالی که احساسی که تاکنون به ویژه تنها بوسیلهٴٴ افکار ایجاد میشده، به نیستی می پیوندد.

توقع غیر آشکار، خموش و به اصطلاح متواضعانه برای کسب چیزی بهتر، در واقع چیزی جز نوعی طلبکاری نیست، حتی اگر ابراز آن به گونه ای دیگر بوسیلهٴٴ کلمات زیباتری به زبان آورده شود.

ولی هر توقعی یکنوع غرور بی جا محسوب میشود. تنها ذات خداوند است که قادر است چیزی را طلب کند! مسیح هم برای ارائه پیام خود با خواهش و تمنا به سوی انسانها نیامد، بلکه به آنها گوشزد میکرد و از آنها طلب مینمود. البته او در مورد حقیقت توضیحاتی میداد ولی وعده پاداشهای وسوسه انگیز را چون سراب در مقابل چشمان شنوندگان مجسم نمیکرد، آنهم به خاطر اینکه آنها را برای بهتر کردن خودشان بیانگیزد. او به جویندگانِ ثابت قدم با آرامش ولی با سخت گیری دستور میداد:« بروید و از این پس به پیام من عمل کنید!»

خداوند در مقابل بشر مطالبه کنان ایستاده است، نه تطمیع کنان و تمنا کنان، نه شکایت کنان و نه با اندوه. او با آرامی همهٴ بدکاران، حتی همهٴ شکاکان را به تاریکی میسپارد، تا آنان که در تلاش هستند راه تعالی را بیابند، دیگر در معرض تعرض قرار نگیرند، و برای اینکه به دیگران هم فرصت دهد تا آنچه را که صحیح تشخیص میدهند عمیقاً تجربه کنند تا بدینوسیله به شناخت اشتباهات خود دست یابند